به حفظ سنت گذشته یک نگاهی به این لینک بندازید بی زحمت:
سفر ماموت به نیویورک (لطفا در حین مطالعه آهنگ "نیویورک نیویورک؛ ما داریم می آییم" رو زمزمه کنین. من که خودم دست مدیریت آقا رو در حین ضرب گرفتن رو تشت برای موسیقی فوق میدیدم.)
خیلی از آدمهایی که براشون اعتبار و حیثیت خودشون و هموطناشون مهم بود؛ این صحبت ها رو دنبال کردن؛ به اونجای اول تا آخر هر چی آدم دروغگو بود نیمسوز آتشین حواله دادن و فکر کردن که این کوچولوی بوگندو آبرو و حیثیت براشون نذاشته. شکی هم در این حقیقت نیست.
آما. آما. آما
بی دقتی از خودتونه. بی توجهی از خودتونه.
هر کسی که فکر میکنه که رئیس جمهور منتخب دروغ گفته و برای اثبات ادعای واهی خودش میتونه که چندین و چند مثال بیاره که اگه رئیس جمهور راست میگه پس چرا دانشجو ها...؟ چرا معلم ها...؟ چرا فعالین زنان...؟ چرا فعالان کرد...؟ چرا جوونها...؟
درصورتیکه عزیز من؛ ما در اسلام اعمال مختلفی داریم که قباحت اون در هر فرهنگی و با هر عقل سلیمی براحتی قابل تشخیص است. ولی همین کار رو اسمشو عوض میکنیم اون وقت نه تنها به خاطر قرب الی الله انجام میدیم؛ بلکه بخاطرش توی اون دنیا هم حوری و پری و بهشت و کاخ و شراب و انگور و غلمان و قدرت ماشا الله و هر بار نزدیکی هفتاد سال و الی آخر..
بعنوان نمونه به مثال های زیر توجه کنید.
دروغ گفتن (ناپسند) :: تقیه (پسندیده)
دزدی کردن(ناپسند) :: غنیمت گرفتن (پسندیده)
قتل و آدمکشی(ناپسند) :: جهاد و گسترش دین حق (پسندیده) :: توجه کنین که منظورم دفاع نبود.
باج و خراج گرفتن (ناپسند) :: جزیه - فدیه - خمس و سهم امام (پسندیده)
معنی دموکراسی رو توی پست قبلی از نظر مقام عظمای ولایت - که بنده هر شب بیضتین ایشون رو ماچ میکنم که بالاخره منو سر پیری از سربازی معاف کرد - توضیح دادیم.
در دموکراسی اسلامی شما کاملا مختارید که هر چه ولی فقیه دستور میدهد را یا بپذیرید یا اجرا کنید.
نمکشون چشمتون رو بگیره. این همه حق انتخاب. در هیچ کجای دنیا؛ هیچ مردمی این همه انتخاب ندارن ولی مردم نمک بحروم ایران، همش به این همه انتخاب میگن استبداد و خفقان و ...
زیبا ترین بخش دموکراسی اسلامی اینجاست که شما در خصوصی ترین قسمتهای زندگیتون؛ بیشترین مقدار آزادی رو دارین.
یعنی حق دارید انتخاب کنین که یا با میل و رغبت از ته دل اونجوری که ولی فقیه میگه فکر کنین، یا بدون میل و رغبت. میبینین؟؟ در تمام شئون زندگی این همه بهتون آزادی دادن، باز بگین کمه.
نمکشون چشمتونو بگیره.
ایشالله وقتی آقامون از ته چاه، یه غروب جمعه؛ ظهور کرد، براساس دستور الهی و دموکراسی اسلامی گردن همه رو زد بعد تمام کسانیکه که بدون اینکه شهوت حکومتشون ارضا شده باشه رو زنده کرد؛ اومدن و حکومت نکرده رو کردن و شهوت مربوطه رو ارضاء کردن، به کوری چشم همه، زمین میشه پر از عدل و داد و صداقت و دوستی.
بشینین تا بیاد.
از وقتی که از ویندوز XP رفته بودم به Vista Home Basic مطابق تمام مطالب موجود در سایت مایکروسافت، فکر میکردم که فارسی نمیشه نوشت باهاش. البته عجیب بود برام ولی مایکرسافت تصریح کرده که اصلا فکر زبونهای دیگه رو روی این نسخه از Vista نکنین. منم که خر و ساده و زود باور.
دیروز گیر دادم که یا روی همین بتونم فارسی تایپ کنم یا اگه نشد، برم یکی دیگه بخرم که فارسی بشه.
بهر حال خیلی ساده تر از اون چیزی که فکر میکردم فارسی شد.
فعلا میتونین به خودم بخندین تا من دوباره گرم بشم و گیر بدم به ملت.
شما بگین، من که انقدر خرم، میتونم اعتراض کنم به کسی که میگه کاندیدای ریاست جمهوری امریکا اومده به من میگه من میخوام اینجا حرفهای تورو پیاده کنم.؟؟؟؟
نمیتونم دیگه.
خلاصه اینکه ما برگشتیم. با ویندوز ویستای فارسی.
والا بنده دیگه قصد کرده بودم که این واضحات رو توضیح ندم. ولی آقای دکتر اونقدر سوژه درست کرد که دیدم حیفه.
صحنه اول:
آقای دکتر فکر کرده بود دعوت شده تا برای مردم محترم ارادان سخنرانی کنه. مشاور گفت: "بابا اینا دهاتی نیستن اینجا محیطه آکادمیکه ها"!!! دکتر گفت:"آها، همون علم و صنعت خودمونه پس؟" و مشاور کلی خوشحال شد که دکتر اگه بیشتر از علم و صنعت ندیده، حداقل فرق آکادمیک و گوشت کوبیده رو تشخیص میده ولی زهی خیال باطل.
میشه یکی به من – همون کسی که نیاز به توضیح داره – بگه چرا شما به کسی که شلوارش خاکی شده اگه بگی که شلوارت خاکیه، یک فکری به حالش بکن؛ ازت تشکر میکنه ولی اگه به کسی بگی که دیکتاتور هستی میگه توهین کردی!
آخه دکتر؛
فکرکردی همه ی دانشجوها مثل دانشجوهای ایرانی که در کمال آزادی در انفرادی هستن و رئیس دانشگاه از ترس نون شب زن و بچه اش مجبوره مجیز تورو بگه؛ هستن؟ نه عزیز من. آکادمیک فقط علم و صنعت نیست که! بعضی از آکادمیک ها هست اینجوریه.
اگه اسباب بزرگی رو فراهم نکرده باشی؛ به جای تشویق هوووووووو میکنن وقتی میخوای از آزادی بیان دفاع کنی.
رئیس جمهور مملکت در کمال وقاحت ( واقعا لفظ ملایمیه ) میگه ما همجنس باز نداریم. البته شما رو که کشتن؛ شکی نیست. ولی آخه تو فکر کردی که دانشگاه کلمبیا هم علم و صنعت است؟ که دری وری بگی ملت عین بز برات کف بزنن؟؟؟
میدونم که اومدی بگی ما تو ایران "زن" نداریم. روزنامه نگار و دانشجو و جوون و بیکار و معتاد و گرسنه و ... هم نداریم. ولی مشکل اینه که همون آفتابه اونجای آدم دروغگو! خدایش دکتر، تو از درد آفتابه که نترسیدی؛ بگو از چی ترسیدی که اینو نگفتی؟
بعد که نوبت پاسخ به این آفتابه شد، اگه حرف حسابی داشت که میزد. دکتر فقط برگشت و گفت تنها گیر آوردی؟ من اینجا مهمون بودم. ولی خدا وکیلی دکتر با سیاست عمل کرد. باید این خارجی های ضد حقوق بشر رو دعوت کنیم بیان ایران. اینجا دیگه دور دست خودمونه. به بهانه ی آزادی و حقوق بشر که اومدن ایران میگیریمشون میکنیمشون تو اوین تو انفرادی تا بفهمن همشون که اینجا مملکت آقاس. طویله نیست که هر کی به اسم آزادی هرچی که خواست بگه.
تازه؛ اگه این جمعه هم نیومد بلاخره که آقامون اومد بهش میگیم. ولی به عنوان انتقام به جای آفتابه، ایشون از عضو شریف مار غاشیه استفاده میکنه. بذارین بیاد.
آخه دکتر؛ راه افتادی تو مملکتی که سالهاست خودت بهشون گفتی مرگ بر شما (اولین نشونه ی وقاحت بی اندازه ات) هرچه که دلت میخواد میگی و اونا هم تورو شیر میکنن و پوست خربزه زیر پات میذارن و تو هم ماشالله هیچ کدومو از دست نمیدی و روی همه ی پوست خربزه ها میری. چرا تو مملکت خودت اگه کسی حرف بزنه با همه ی توانت صداشو میخوای ببری. ولی خودت هر حرف مفتی که خواستی بزنی و همه تشویقت کنن؟
یادمه یکی از دوستان مشنگ ما ( البته ایشون منتخب شورای نگهبان نبودن ها) از یک مهمونی برگشت. وقتی ازش پرسیدیم که چه خبر بود؛ در پاسخ گفت که همه از من اونقدر خوششون اومده بود که منو به اسم یک گل صدا میکردن و همش میگفتن: اسگل، اسگل!
بازم میدونم که مشکل از منه ولی نمیدونم چرا وقتی خبر پیروزی نیروهای اسلام بر کفر در دانشگاه کلمبیا از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش میشد؛ همش یاده این دوست مشنگمون میافتادم.
بعد از این ماجرای شیرین آفتابه؛ روسای دستمال بدست همون دانشگاههایی که دکتر بیش از اونا ندیده بود نامه نوشتن و به این ماجرا اعتراض کردن. که چی؟ که با این کار به ملت ایران توهین شده.
واقعا آیا از کسانیکه تا حالا دکتر رو تشویق میکردن – حالا چه از ترس نون شب یا از قلت شعور- توقع بیشتری میشه داشت؟ آخه اگه یکی به رئیس جمهور یک مملکت ؛ تازه فرض میکنیم که به نادرست که نه تنها نادرست نبوده که عین واقعیت هم بوده؛ نسبت "بیسواد؛ دیکتاتور و ..." بده چه ربطی به بقیه ی مردم ایران داره آخه؟
صحنه ی دوم
باشه تو پست بعدی
حدادعادل تاكيد كرد: باور من اين است كه طلبه امروز الگويش بايد مقام معظم رهبري باشد و امروز همه نگاهها بايد به ايشان باشد و طلبه دلش بخواهد و تلاش كند خودش را همچون مقام معظم رهبري تربيت كند، و چنين آيندهاي را براي خودش ببيند. به اين معني كه اگر روحانيت 40 سال پيش الگويش امام(ره) بود. روحانيت امروز براي اداره جامعه اسلامي بايد الگويش مقام معظم رهبري باشد. البته اين به اين معنا نيست كه شان و منزلت ديگر روحانيون پايين باشد.
برای آنکه کامل در جریان گهرافشانی ریاست قوه ی مقننه مملکت قرار بگیرید و باور کنید که خیلی شانس داریم که مملکت هنوز حداقل اسمش مونده؛ اینجا رو کلیک کنید.
چند وقت پیش در خصوص امکان ناپذیر بودن صدا و کلام پیش از خروج آن از حنجره تا حدودی صحبت شد. (اینجا)
این مشکل که ما در خصوص ریاست محترم جمهور مطرح کرده بودیم؛ ظاهرا در راستای هماهنگی کامل دولت و مجلس، از رئیس قوه مجریه به رئیس قوه مقننه هم سرایت کرده. شاید هم قبلا مضمن بوده حالا علایم بالینیش هم ظاهر شده.
از دوران تحصیل در دبیرستان و کلاس های درس اخلاق حکایتی یادم میاد که نقل به مضمون میکنم ولی بی تردید از دوستانی که با این گونه درسها و کلاسها غریبه نیستند، بپرسید؛ حتما تائید میکنه. مگه اینکه خدای ناکرده استاد اخلاق ما در اون زمان خالی بند بوده که اون وقت میدونین من بدبخت چقدر باید نمازی رو که پشت سر ایشون خوندم قضا کنم؟ پس من به صداقت استادم شک نمیکنم.
بهرحال؛ حکایت از این قرار است:
روزی یکی از بزرگان – که در علم و حکمت و زهد ایشان هیچگونه تردید جایز نیست ؛ مثلا شیخ کلینی – از پسرش میپرسه که " پسرم؛ الگوی تو در این زندگی کیه؟"
پسر بنده خدا هم میگه بذار یه حالی به این پدر بدیم شاید دو قرون پول تو جیبیم بیشتر بشه میگه "شما پدرجان"
این عالم بزرگ میگه : خاک بر سرت کنن. الگوی من امام جعفرصادق بود؛ این شدم. تو که الگوت منم حتما هیچ ...ی نمیشی. ( این حکایت نقل به مضمون است)
حالا قصه همینه.
آقای حداد قبل از اینکه بشنوه، چه جوری بفهمه چی میخواد بگه؟ اینکه مردم هم اختیارشون رو دادن دست چنین نمایندگانی؛ دیگه مشکل خودشونه. میخواستین ندین. اینا که بزور رای نیاوردن. خودتون دادین. حالا هم بزرگش کنین.
البته خدای ناکرده من نمیخوام به کسی که اینجا الگو شده توهین کنم. حداقل شخص بنده به ایشان یک دین شخصی دارم و همیشه این موضوع رو در خاطر دارم و نسبت به مقام معظم رهبری مدیون خواهم بود. ولی مطابق تعالیم اخلاق اسلامی، همیشه الگو رو پیامبر و معصوم معرفی میکردن. خدای ناکرده کسی که در مورد آقا چنین ادعایی نداره.
من به نظرم یه تیم از متخصصان امر پزشکی مامور بشن و ببینن آیا در دولت و مجلس؛ از نژادی استفاده شده که گوش و زبون از تو از طریق مغز به هم راه نداره و واقعا اینا تا قبل از اینکه برزبون نیارن؛ نمیدونن چی میخوان بگن؟ یا راه داره و اینا اون راه رو برای ظهور امام زمان نگهداشتن.
برای درک هماهنگی بین اعضای مجلس و دولت هم خودتون یک کم سعی کنین. باور کنین کار سختی نیست. از جنس همین که من در سطح ریاست دو قوه گفتم٬ زیاد میبینین.
اگه واقعا بازم نیاز به توضیح داشتین٬ کامنت بزارین. نمونه ها زیادن
"پس از درخواست های مکرر الیور استون کارگردان سینمای هالیوود مبنی بر ساخت فیلمی از زندگی رئیس جمهور کشورمان، دکتر محمود احمدی نژاد امروز به این درخواست ها پاسخ مثبت داد."
برای مشاهده اصل خبر اینجا را کلیک کنید.
شما حتما آنجلینا جولی رو میشناسین، نه؟ محمودشون هم بالاخره راه خودش رو به هالیود پیدا کرد. این موفقیت کم نظیر رو به همه ی ایرانیان جهان تبریک میگم. انشاالله در زیر سایه ی حق تعالی و همکاری خانم شهره آغداشلو و آنجلینا جولی؛ این هنرمند بزرگ ایرانی که هم خوب ساز میزد هم آواز خوب میخوند هم خیلی خوشگل بود؛ حالا بر پرده ی سینما هم بدرخشه. البته گفتن اون هاله نورانیشو با خودش نیاره که دوستان تصویر بردار بتونن این چهره ی زیبا و جذاب رو بهتر به تصویر بکشن.

در این عکس بدون هیچ گونه جلوه های ویژه؛ محمود جولی ( محمودِ آنجلینا اینا ) رو میبینین که داره سعی میکنه نشون بده که مخلوقات خدا همه به هم شبیهن؛ چه در کاخ ریاست جمهوری ایران باشن چه روی درخت نارگیل.

توی این عکس محمودِ آنجلینا اینا داره به خلایق نشون میده که حتی اگه از زیبایی خارق العاده اش یا ساز زدن و آواز خوندنش، شاخ هم در بیارین، باز هم ایشون به هنرنمایی های خودش ادامه میده. همونجوری که پرونده ی هسته ای از نظر ایشون مختومه شد – به فلان اسب رستم که بقیه این جوری فکر نمیکنن. الانم که دیگه فرصت نیست و باید متن سناریو رو تمرین کنن.
کارگردان هی میگه آقای جولی، از اون اراجیفی که به عربی تو سازمان ملل گفتی؛ اینجا نگیا. محمود هم جفت پا رفته توی یک کفش که همون اراجیف مهر منو به دل تماشاچی میندازه. همونا منو سوپر استار میکنه. تازه بعدش هم میخواد با ملت ایران فیلم پورنو بازی کنه واسه همین فعلا خشتک ملت رو کشیده پایین تا دوربین حاضر بشه.

آقای دکتر در تبلیغات انتخاباتی قول داده بود که با آلت تناسلی بچه گانه ماتحت ملت شریف ایران رو نوازش کنه ولی متاسفانه بعد متوجه شد که جرم سکس با کودک سنگینه و بدون اعلام قبلی، بجای بچه گانه از آلت تناسلی خر استفاده نمود. توی این عکس، سایز تشکیلات رو به اطلاع هم میهنان میرسونن که مردم فرصت کنن با خودشون کنار بیان.
کم کم سوپر استار ایران داره میره واسه پورن استار شدن.
"احمدينژاد در بخش ديگري از سخنان خود، با تاكيد بر تاثير اعمال و رفتار انسانها در حوادث و بلاياي طبيعي گفت: زمين نميتواند بر سر جايي كه همه افراد آن مومن هستند بلرزد و آن را خراب كند. نميخواهم بگويم ساير مسايل تاثير ندارد. ما بايد از تمام علوم تجربي مانند زمينشناسي براي بررسي حركتهاي زمين و پيشبيني حوادث غيرمترقبه استفاده كنيم اما بايد آن سوي قضيه را هم در نظر بگيريم. اگر هر لقمهاي پاك باشد و هر نگاه و دست و قلمي پاك باشد، طبيعت نميتواند با اين دلهاي پاك همراهي نكند؛ چرا كه مسخر اين دلهاست و برخي از حوادث با رفتار انسانها ارتباط دارد.
وي با تاكيد بر تلاش نيروهاي امدادي براي نجات تك تك افراد جامعه گفت: اگر تمام ساختار اداري بسيج شوند كه يك نفر را هم نجات دهيم ارزش اين كار را دارد.
رييسجمهور از متخصصان علوم مرتبط با حوادث غيرمترقبه خواست كه در نوشتن جزوات مانند سكولارها عمل نكنند؛ چراكه خدا و پيغمبر و معنويت در زندگي انسانها تاثير دارد."

خیلی سعی کردم که نببینم و نخوانم ولی میبینید؟؟ نمی ذارن آدم راحت زندگی کنه که.
آفای رئیس جمهور از اونجا که تخصصشون در زمینه ی اسفالت و راه و اینجور چیزاست و این موضوعات هم حسابی به بلایای طبیعی ربط داره؛ دستور العمل جدید ساخت و ساز رو در کشور تدوین کردن.
در این دستور العمل برخلاف گذشته به "مومن سازی" پرداخته میشه و خیلی اهمیتی به "ایمن سازی" داده نمیشه.
از این به بعد میشه پایه ی پل ها و پی ساختمون و همه ی این چیزا رو به جای بتن و سیمان با همون کاه گل خودمون درست کرد. فقط عمله مربوطه باید در حین ساخت به ذکر گفتن مشغول باشد.
البته خیلی هم عجیب نیست. اگه مفاتیح رو بازکنین، حتما تاثیر درمانی ادرار شتر رو خواهید دید. به این ترتیب در کنار شیوه های درمانی، شیوه های مهندسی ساختمان هم مدرن شدن. این پیش رفت ها از جنس تولید انرژی اتمی توسط دانش آموز دبیرستانی است.
بیخود نیست که همه ی دنیا، یک سری آدم علاف هستن که میشینن و برای شخصیتهای سیاسی متن سخنرانی مینویسن. ولی تو ایران که ما وقت واسه تلف کردن نداریم و فی البداهه میریم بالا منبر، بعد جوگیر میشیم و هرچی به دهن مبارکمون اومد ول میکنیم وسط مجلس و باعث انبساط خاطر خلق الله هم میشیم. تازه اگه از هفت روز هفته فقط دوازده روز تعطیلی داریم، اونم صرف ایمن سازی – عبادت سابق – میکنیم .
شما خودتون بزارین جای آقای دکتر. انصاف بدین مگه میشه آدم قبل از این شنیدن صدای خودش، بفهمه چی میخواد بگه؟ شما خودتون میتونین قبل از شنیدن صدای کسی بفهمین یارو چی میخواد بگه؟ حالا اون طرف هر کی میخواد باشه، باشه. خوب آقای دکتر هم از این قانون مستثنی نیست. اول میشنوه بعد متوجه میشه چی گفته. فوق فوقش یک کاسه ماست میخواد. نه معذرت میخوام. این همه گهر افشانی کارش با یک کاسه ماست راه نمی افته. یک کارخونه ماست بندی میخواد که فراوان پیدا میشه، چند نفر هم لازمن که این ماست ها رو بمالن. مگه مریدا مردن؟
آقای وزیر ارشاد که جدیدا به سیاست خارجی هم وارد شدن، فرمودن:
زبان بسته نشسته به گوشه صم بکم
به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
ولی کو گوش شنوا !