تبليغاتX
توضیح آنچه دیگران بدون شرح درنمی یابند
بعضی نکات هست که آدما نیازدارندکه درموردش توضیح داده بشه ولی درواقع بدون شرحند.
زیست شناسان و محققین در خارج از ایران به گونه ای نه چندان نایاب از موجودات که عنوان مرد را بواسطه ی یک اشتباه تاریخی یدک میکنشد؛ برخورد نموده اند.

این گونه از جانداران در واقع زندگی کاملا انگلی دارند و صرفا از دسترنج و نتایج تلاش همسران خود - انسانهای عموما شریفی که بواسطه ی دلسوزی به بهانه های مختلف این انگلها را تحمل می کنند - تغذیه می نمایند.

این گونه از جانداران بر اساس ویژگی های زیر از دیگر موجودات قابل تشخیص میباشند:
1-عموما مادر و خواهرانی خراب و فاسد دارند. از آنجا که الگوی ایشان نیز همین مادران و خواهران فاسد میباشد، به همسران خود آنچه لایق مادر و خواهرشان است، نسبت میدهند.
2-همسرانشان را به مشغول به کار مینمایند. این بجهت حرکت دوشادوش زن و مرد در خارج از ایران خالی از اشکال است. ویژگی خاص این جانداران استفاده از منابع بانکی است که بواسطه ی فرصت شغلی در اختیار همسرانشان قرار میگیرد. این موجودات بی ارزش و پست، پس از فریب همسر و استفاده از منابع بانکی آنها، هیچگونه مسئولیتی در قبال بازپرداخت این تعهد ها ندارند.
از آنجا که مادر و خواهر ایشان بسادگی و با استفاده از نعمت خدادادی سوراخ کسب در آمد مینمودند، تصور این جانداران این است که همسرانشان هم میتوانند از همین محل کسب در آمد نمایند.
3-صفت مشترک در میان تمام این انگلها آنست که خود را پدیده هایی میدانند که باعث خوشبختی همسرانشان هستند. زندگی در رویا و تصورات واهی اینان را دچار این صفت مشترک مینماید.
4- فکر میکنند که همسرانشان بدون ایشان زنده نخواهند ماند. زمانیکه همین همسران شریف؛ اینان را چون دستمال آغشته به ترشحات بینی؛ از پنجره ی ماشین به بیرون پرت میکنند؛ فریاد وا اسلاما سر میدهند.
5-خود را با پوشیدن لباسهای آراسته؛ محصول تلاش همسر می آرایند. زیبنده ترین زینت برای این گونه ی جانوری آنست که به هر یک از گوشهایشان، یکی از آن دو عضو ویژه ی مردانه را آویزان نمایند. خواه نا خواه پس از جدایی از همسران بر اساس فشاری که ماتحت ایشان وارد میشود؛ هر یک از بیضتین بصورت اتوماتیک به نزدیک گوش منتقل میشود. آویزان کردن هر بیضه به یک گوش را به این جانوران اکیدا توصیه می نماییم.

در صورتیکه خصوصیات دیگر از این انگلهای اجتماعی بی ارزش کشف شد، شما را در جریان نتایج تحقیقات قرار خواهیم داد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 16:14  توسط Neo  | 

دیشب ریاست محترم جمهور فرمودن که "بحمدالله افتصاد ایران درونزا است". نمیدونم چرا ناگهان یاد جاندران زنده زا افتادم. قبلا نو مدرسه بهمون گفتن که بعضی حیوانات تخمگذار هستن ولی بعضی زنده زا.

جدیدا با اکتشافات جدید، بر همگان آشکار شده که اقتصاد ایران نیز درون زا است. یعنی چی؟ یعنی اینکه در درون خود یه چیزهایی میزاید. یعنی چی؟ یعنی تولید میکند.

برای اینکه ما هم در جهت تثبیت فرمایشات ریاست جمهور محترم گامی هرچند اندک برداریم به ذکر چند نمونه و شاهد مثال از زایمان های درون اقتصادی که در کشور صورت گرفته اشاره میکنیم.

  1. توهم : مهمترین زایمان درون اقتصادی کشور توهم است. اینکه فکر میکنیم با قیمت نفت نزدیک صفر میتوانیم کشور را بمدت 3 سال اداره کنیم.
  2. ایده های خلاق : گاوی که گاو دیگر را در وسط میدان ونک سربرید و باعث شد آنچه شد. این خلاقیت رو شما حتی در پروژه های شرکت صهیونیستی و منحرف گوگل - همون گوگولی مگولی خودمون - هم هرگز تاکنون نه مشاهده کرده اید و نه حتی شنیده اید.
  3. حقیقت : کشف جدید درخصوص دلارهای تقلبی چاپ شده توسط بانک مرکزی آمریکا. 
  4. عجایب : ذخیره ی ارزی ایران تبدیل میشود به یورو از دلار. حالا ارزش دلار افزایش داشته و یورو سقوط کرده، ولی با وجود این مردم ایران هم سود اقتصادی کردن هم سیاسی.
  5. اهمیت : رئیس جمهور با نگاه تیزبین و آسمونی خودشون به دنیا اثبات کردن که بحران اقتصادی امروز در دنیا بخاطر آنست که مبادلات اقتصادی ایران از دلار به یورو منتقل شده است.
تمام مثالهای بالا داغ از تنور برنامه ی دیشب دریافت شده اند. این برنامه که برخلاف عنوان آن هیچ خبری از مردم در آن نبود؛ در راستای بالابردن آگاهی های ملت همیشه در صحنه توسط ناجی مردم ایران و کارشناس مجرب اقتصادی سیاسی که بر مسند ریاست دولت نیز تکیه زده اند؛ اجرا شد.

سریال دایی جان ناپلئون رو نمیدونم که دیدن یا نه. داشتنDVD های این شاهکار ناصرتقوایی بر هر ایرانی واجب عینی است.
همونطور که مشقاسم میگفت:"دروغ چرا؟ تا قبر آآآآ" ؛ رئیس جمهور در خصوص تمام فرمایشات، با استعانت از تائیدات امام زمان میفرمودن که اینجوری نیست.

پیش خودم فکر میکردم که چرا من هم نشستم و این فرمایشات که سطح شعورم به درک اونها نمیرسه رو گوش میدم.

برای ذکر این همه ظرافت باید از اون گاوهایی باشی که گاو میارن وسط میدون ونک. یا اینکه شنونده هارو از اون گاوهایی که وسط میدون سربریدن فرض کنی.

واقعا نباید از قدرت خداوند و تائیدات امام زمان غاقل بود. همونجوری که آقای رئیس جمهور گفتن اصلا جای نگرانی نیست. البته نه اینکه بریم بخوابیم. ولی ایشون اصلا نگران نیستن. تا وقتی که خدا با مردم ایران است، ریال رو به جای دلار که بهمون ندادن؛ کردیم یورو. بعد یورو سقوط کرد ولی ما سود کردیم. این فقط و فقط به دست با کفایت آقا امام زمان میسر است.

آقا؛ شما که انقدر از هر انگشت مبارکت، هنر میریزه. پس چرا ته چاه موندی. خوب ظهور کن دیگه. شما که از ته چاه اینهمه ... اگه بیای دیگه چی میشه.

نتیجه اخلاقی : گاو، گاو است. گاهی سرمیبرد. گاهی سربریده میشود.


 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 10:9  توسط Neo  | 

مدتیه که چیزی ننوشتم. فکر نکنین که سوژه نبودا. نه. شکر خدا که در ممکلت امام زمان، سربازان فدایی و جان برکفان ایشون به ولایت اضافه؛ همیشه بفکر شادی مردم همیشه در صحنه هستن.

گاهی آقای رئیس جمهور با شکلک و شیرینکاریهاشون پست انواع تریبونهای داخلی و خارجی باعث انبساط خاطر خلق الله میشن. گاهی وزرا با فرمایشات حکیمانه و خلاصه در راس هر سازمانی و ساختاری هر کس به هر شکلی در خدمت خندودن ملت هستن.

ماجرای کردان تموم شد. ولی واقعا این همه سروصدا داشت؟ دورو برمونو نگاه نمیکنیم. اگه نگاه میکردیم به وضوح میبینیم که مملکت خیلی هم یکدست و یکنواخت و هماهنگه.

رئیس جمهور برازنده ی وزیرشه. وزیر برازنده ی وزارتخانه. وزارتخونه برازنده ی ترافیک. ترافیک برازنده ی دانشگاه. دانشگاه برازنده ی صداوسیما. صدا و سیما برازنده ی آسفالت خیابون و  قوای سه گانه و همین جوری تا آخر عین همن. 

اعتراض کردن به یک قسمت هم نه فایده داره نه به جایی میرسه.

آقای دکتر کردان فرمودن که برای استعفاء، حجت شرعی ندارن. از طرفی رئیس جمهور میگن به قدرت های جهانی که اینقدر قطع نامه صادر کنین تا قطعنامه دونتون پاره بشه. بقیه هم عین این کلمات قصار دارن، حالا ما به این چند تا گیردادیم.

منطق بین این دو جمله کاملا هماهنگی و مطابقت داره. در حقیق هر دو این حضرات دارن جامعه ی بشری و معترضین رو به ... ( روم به دیوار به قول اسدالله میرزا پایه های برج سانفرانسیسکو) حواله میدن.

حجت شرعی رو از کجا باید آورد و به کجای وزیر سابق باید فروکرد تا بر ایشون تموم بشه، ما که نفهمیدیم.

بیشک، نفهم بودن از منه ولی اگه شما تونستین حجت شرعی به میزان لازم رو برای آقای دکتر تهیه کنین، ما رو هم در جریان بزارین. حداقل میتونیم بیایم تماشا.

آقای رئیس جمهور هم که از قطعنامه دون صحبت میکنه؛ ظاهران قطعنامه دونشون خیلی فراخه و به این آسونی پاره نمیشه. واسه همین میشینه تو مسیر باد و برای قطعنامه دون ملت شهیدپرور نسخه میپیچه.

من که خودم هم طرفدار پروپا قرص حجت شرعی و قطعنامه هستم حتما به این دونفر توسل میکنم. ولی شما اگه یه نخود بیش از من عقل دارین، این کارو نکنین.
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 13:21  توسط Neo  | 

توی چند پست اول؛ زمانیکه از افاضات و فرمایشات و اراجیف حضرات مقامات - که ظاهرا اگه مختصر گچ و سیمانی که توی اون کله مخفی کردن رو بکار بندازن؛ خسته میشن و دیگه نمیتونن عبادت کنن - رو نقل میکرد، برای اینکه فکر نکنین آب قاطی داستان میکنم لینک رو هم میذاشتم.

به حفظ سنت گذشته یک نگاهی به این لینک بندازید بی زحمت:

سفر ماموت به نیویورک   (لطفا در حین مطالعه آهنگ "نیویورک نیویورک؛ ما داریم می آییم" رو زمزمه کنین. من که خودم دست مدیریت آقا رو در حین ضرب گرفتن رو تشت برای موسیقی فوق میدیدم.)

خیلی از آدمهایی که براشون اعتبار و حیثیت خودشون و هموطناشون مهم بود؛ این صحبت ها رو دنبال کردن؛ به اونجای اول تا آخر هر چی آدم دروغگو بود نیمسوز آتشین حواله دادن و فکر کردن که این کوچولوی بوگندو آبرو و حیثیت براشون نذاشته. شکی هم در این حقیقت نیست.

آما. آما. آما

بی دقتی از خودتونه. بی توجهی از خودتونه.

هر کسی که فکر میکنه که رئیس جمهور منتخب دروغ گفته و برای اثبات ادعای واهی خودش میتونه که چندین و چند مثال بیاره که اگه رئیس جمهور راست میگه پس چرا دانشجو ها...؟ چرا معلم ها...؟ چرا فعالین زنان...؟ چرا فعالان کرد...؟ چرا جوونها...؟

درصورتیکه عزیز من؛ ما در اسلام اعمال مختلفی داریم که قباحت اون در هر فرهنگی و با هر عقل سلیمی براحتی قابل تشخیص است. ولی همین کار رو اسمشو عوض میکنیم اون وقت نه تنها به خاطر قرب الی الله انجام میدیم؛ بلکه بخاطرش توی اون دنیا هم حوری و پری و بهشت و کاخ و شراب و انگور و غلمان و قدرت ماشا الله و هر بار نزدیکی هفتاد سال و الی آخر..

بعنوان نمونه به مثال های زیر توجه کنید.

دروغ گفتن (ناپسند) :: تقیه (پسندیده)
دزدی کردن(ناپسند) :: غنیمت گرفتن (پسندیده)
قتل و آدمکشی(ناپسند) :: جهاد و گسترش دین حق (پسندیده) :: توجه کنین که منظورم دفاع نبود.
باج و خراج گرفتن (ناپسند) :: جزیه - فدیه - خمس و سهم امام (پسندیده)

معنی دموکراسی رو توی پست قبلی از نظر مقام عظمای ولایت - که بنده هر شب بیضتین ایشون رو ماچ میکنم که بالاخره منو سر پیری از سربازی معاف کرد - توضیح دادیم.

در دموکراسی اسلامی شما کاملا مختارید که هر چه ولی فقیه دستور میدهد را یا بپذیرید یا اجرا کنید.

نمکشون چشمتون رو بگیره. این همه حق انتخاب. در هیچ کجای دنیا؛ هیچ مردمی این همه انتخاب ندارن ولی مردم نمک بحروم ایران، همش به این همه انتخاب میگن استبداد و خفقان و ...

زیبا ترین بخش دموکراسی اسلامی اینجاست که شما در خصوصی ترین قسمتهای زندگیتون؛ بیشترین مقدار آزادی رو دارین.

یعنی حق دارید انتخاب کنین که یا با میل و رغبت از ته دل اونجوری که ولی فقیه میگه فکر کنین، یا بدون میل و رغبت. میبینین؟؟ در تمام شئون زندگی این همه بهتون آزادی دادن، باز بگین کمه.

نمکشون چشمتونو بگیره.

ایشالله وقتی آقامون از ته چاه، یه غروب جمعه؛ ظهور کرد، براساس دستور الهی و دموکراسی اسلامی گردن همه رو زد بعد تمام کسانیکه که بدون اینکه شهوت حکومتشون ارضا شده باشه رو زنده کرد؛ اومدن و حکومت نکرده رو کردن و شهوت مربوطه رو ارضاء کردن، به کوری چشم همه، زمین میشه پر از عدل و داد و صداقت و دوستی.

بشینین تا بیاد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 11:37  توسط Neo  | 

بعضی از دوستان من رو به حماقت متهم میکنند که حتی الان که از مملکت آقا امام زمان خلاص شدم؛ چرا همش به اخبار و رویدادهای اونجا توجه میکنم.
من نمیدونم اگه این بابا ته چاه داره بهش خوش میگذره و خیال در اومدن نداره، چرا این ابله ها رو به جون مردم انداخته. بی شک خلایق هر چه لایق. ولی دست خودم نیست. میخوام ببینم بلاخره مردم این دینی که سالهاست باعث نکبتشون شده رو دور میندازن یا نه.

دیشب آقا فرمودن : (نقل از روزنامه ی ایران )

"رهبر معظم انقلاب اسلامى در بخش ديگرى از سخنان خود در نظر گرفتن رضايت مردم در تصميم ها و اقدامات را پسنديده و خوب دانستند و خاطرنشان كردند: مسئولان اجرايى بايد در همه تصميم ها و اقدامات، عمل به تكليف را اولويت اصلى خود قرار دهند."

من میدونم که فلسفه ی اسلام رو همه جا تعبد ذکر کردن. یعنی فقط اطاعت. یعنی فرمانبری بی چون و چرا از امر خداوند و تکلیف الهی. به زبون کلانتری بهش میگن تحمیق یا تسلیم یا تقلید.
توجیه هم نداره. آقایی که اعتراض میکنی، با شما هستم. شما اگه اسهال بگیری یا زبونم لال مبتلا به سوزاک بشی؛ میری پیش دکتر. دارو رو هم طبق دستور مو به مو مصرف میکنی. حالا چیه که در راه زندگی به کونت فشار میاد وقتی میخوای از مهندسین کائنات - همون نمایندگان الله در زمین ؛ منظورم همون آخوندهای خودمونه - اطاعت کنی؟

رهبر برای خرفهم کردن مطلب به مسئولین و مقامات و ماموت - محمود نورانی سابق - مثال زدن که اگر با انجام کاری؛ مردم راضی بشوند ولی خلاف امر خداوند باشد، همواره باید تکلیف را مقدم دانست و به وظیفه ی شرعی عمل کرد. رضایت مردم ره تخم چپشون.

خیلی شفاف و صریح اصول دموکراسی رو توضیح میدن. خاک بر سر کسانیکه که نمیفهمند. حالا شما زور میزنین منشور کورش در سازمان ملل رو پیرهن عثمان کنین؟

نکته ی ظریف در این مورد؛ حضراتی هستند که رضایت خداوند رو تشخیص میدن. یعنی خودشون میبرن. خودشون میدوزن. اگه تن مردم نرفت، چه باک؛ به ماتحتشون فرو میکنن.

اصلا دلم نمیخواست دوباره بنویسم. ولی گفتم شاید دو نفر با خوندن این مطلب فقط فکر کنن. همین کافیه.

شاید بازم حوصله کنم و این مطلب رو ادامه بدم. دیشب که انقدر فحش دادم؛ فحش کم اومد. ولی فحشامو تو دلم دادم که اینجا ننویسم. تازه این شده که میبینین.

شرمنده اخلاق همه ی دوستان که از صراحت لهجه ی من بهشون بر خورد. جهت اطلاع همه ی دری وری هایی که بگین مستقیم به خودتون برمیگرده.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 12:20  توسط Neo  | 

این همه پشت سر ملت صفحه گذاشتیم، آخرش سر خودمون اومد. البته علاوه بر شعور اندک خودم، مایکروسافت هم مقصر هست ولی من که دستم به اون نمی رسه.

از وقتی که از ویندوز XP رفته بودم به Vista Home Basic مطابق تمام مطالب موجود در سایت مایکروسافت، فکر میکردم که فارسی نمیشه نوشت باهاش. البته عجیب بود برام ولی مایکرسافت تصریح کرده که اصلا فکر زبونهای دیگه رو روی این نسخه از Vista نکنین. منم که خر و ساده و زود باور.

دیروز گیر دادم که یا روی همین بتونم فارسی تایپ کنم یا اگه نشد، برم یکی دیگه بخرم که فارسی بشه.

بهر حال خیلی ساده تر از اون چیزی که فکر میکردم فارسی شد.

فعلا میتونین به خودم بخندین تا من دوباره گرم بشم و گیر بدم به ملت.

شما بگین، من که انقدر خرم، میتونم اعتراض کنم به کسی که میگه کاندیدای ریاست جمهوری امریکا اومده به من میگه من میخوام اینجا حرفهای تورو پیاده کنم.؟؟؟؟

نمیتونم دیگه.

خلاصه اینکه ما برگشتیم. با ویندوز ویستای فارسی.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 16:38  توسط Neo  | 

والا بنده دیگه قصد کرده بودم که این واضحات رو توضیح ندم. ولی آقای دکتر اونقدر سوژه درست کرد که دیدم حیفه.

صحنه اول:

آقای دکتر فکر کرده بود دعوت شده تا برای مردم محترم ارادان سخنرانی کنه. مشاور گفت: "بابا اینا دهاتی نیستن اینجا محیطه آکادمیکه ها"!!!  دکتر گفت:"آها، همون علم و صنعت خودمونه پس؟" و مشاور کلی خوشحال شد که دکتر اگه بیشتر از علم و صنعت ندیده، حداقل فرق آکادمیک و گوشت کوبیده رو تشخیص میده ولی زهی خیال باطل.

میشه یکی به من – همون کسی که نیاز به توضیح داره – بگه چرا شما به کسی که شلوارش خاکی شده اگه بگی که شلوارت خاکیه، یک فکری به حالش بکن؛ ازت تشکر میکنه ولی اگه به کسی بگی که دیکتاتور هستی  میگه توهین کردی!

آخه دکتر؛
فکرکردی همه ی دانشجوها مثل دانشجوهای ایرانی که در کمال آزادی در انفرادی هستن و رئیس دانشگاه از ترس  نون شب زن و بچه اش مجبوره مجیز تورو بگه؛ هستن؟ نه عزیز من. آکادمیک فقط علم و صنعت نیست که! بعضی از آکادمیک ها هست اینجوریه.
اگه اسباب بزرگی رو فراهم نکرده باشی؛ به جای تشویق هوووووووو میکنن وقتی میخوای از آزادی بیان دفاع کنی.

رئیس جمهور مملکت در کمال وقاحت ( واقعا لفظ ملایمیه ) میگه ما همجنس باز نداریم. البته شما رو که کشتن؛ شکی نیست. ولی آخه تو فکر کردی که دانشگاه کلمبیا هم علم و صنعت است؟ که دری وری بگی ملت عین بز برات کف بزنن؟؟؟

میدونم که اومدی بگی ما تو ایران "زن" نداریم. روزنامه نگار و دانشجو و جوون و بیکار و معتاد و گرسنه و ... هم نداریم. ولی مشکل اینه که همون آفتابه اونجای آدم دروغگو! خدایش دکتر، تو از درد آفتابه که نترسیدی؛ بگو از چی ترسیدی که اینو نگفتی؟

بعد که نوبت پاسخ به این آفتابه شد، اگه حرف حسابی داشت که میزد. دکتر فقط برگشت و گفت تنها گیر آوردی؟ من اینجا مهمون بودم. ولی خدا وکیلی دکتر با سیاست عمل کرد. باید این خارجی های ضد حقوق بشر رو دعوت کنیم بیان ایران. اینجا دیگه دور دست خودمونه. به بهانه ی آزادی و حقوق بشر که اومدن ایران میگیریمشون میکنیمشون تو اوین تو انفرادی تا بفهمن همشون که اینجا مملکت آقاس. طویله نیست که هر کی به اسم آزادی هرچی که خواست بگه.

تازه؛ اگه این جمعه هم نیومد بلاخره که آقامون اومد بهش میگیم. ولی به عنوان انتقام به جای آفتابه، ایشون از عضو شریف مار غاشیه استفاده میکنه. بذارین بیاد.

آخه دکتر؛ راه افتادی تو مملکتی که سالهاست خودت بهشون گفتی مرگ بر شما (اولین نشونه ی وقاحت بی اندازه ات) هرچه که دلت میخواد میگی و اونا هم تورو شیر میکنن و پوست خربزه زیر پات میذارن و تو هم ماشالله هیچ کدومو از دست نمیدی و روی همه ی پوست خربزه ها میری. چرا تو مملکت خودت اگه کسی حرف بزنه با همه ی توانت صداشو میخوای ببری. ولی خودت هر حرف مفتی که خواستی بزنی و همه تشویقت کنن؟

یادمه یکی از دوستان مشنگ ما ( البته ایشون منتخب شورای نگهبان نبودن ها) از یک مهمونی برگشت. وقتی ازش پرسیدیم که چه خبر بود؛ در پاسخ گفت که همه از من اونقدر خوششون اومده بود که منو به اسم یک گل صدا میکردن و همش میگفتن: اسگل، اسگل!

بازم میدونم که مشکل از منه ولی نمیدونم چرا وقتی خبر پیروزی نیروهای اسلام بر کفر در دانشگاه کلمبیا از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش میشد؛ همش یاده این دوست مشنگمون میافتادم.

بعد از این ماجرای شیرین آفتابه؛ روسای دستمال بدست همون دانشگاههایی که دکتر بیش از اونا ندیده بود نامه نوشتن و به این ماجرا اعتراض کردن. که چی؟ که با این کار به ملت ایران توهین شده.
واقعا آیا از کسانیکه تا حالا دکتر رو تشویق میکردن – حالا چه از ترس نون شب یا از قلت شعور- توقع بیشتری میشه داشت؟ آخه اگه یکی به رئیس جمهور یک مملکت ؛ تازه فرض میکنیم که به نادرست که نه تنها نادرست نبوده که عین واقعیت هم بوده؛ نسبت "بیسواد؛ دیکتاتور و ..." بده چه ربطی به بقیه ی مردم ایران داره آخه؟

 

صحنه ی دوم

باشه تو پست بعدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 14:55  توسط Neo  | 

حدادعادل تاكيد كرد: باور من اين است كه طلبه امروز الگويش بايد مقام معظم رهبري باشد و امروز همه نگاه‌ها بايد به ايشان باشد و طلبه دلش بخواهد و تلاش كند خودش را همچون مقام معظم رهبري تربيت كند، و چنين آينده‌اي را براي خودش ببيند. به اين معني كه اگر روحانيت 40 سال پيش الگويش امام(ره) بود. روحانيت امروز براي اداره جامعه اسلامي بايد الگويش مقام معظم رهبري باشد. البته اين به اين معنا نيست كه شان و منزلت ديگر روحانيون پايين باشد.

برای آنکه کامل در جریان گهرافشانی ریاست قوه ی مقننه مملکت قرار بگیرید و باور کنید که خیلی شانس داریم که مملکت هنوز حداقل اسمش مونده؛ اینجا رو کلیک کنید.

چند وقت پیش در خصوص امکان ناپذیر بودن صدا و کلام پیش از خروج آن از حنجره تا حدودی صحبت شد. (اینجا)

این مشکل که ما در خصوص ریاست محترم جمهور مطرح کرده بودیم؛ ظاهرا در راستای هماهنگی کامل دولت و مجلس، از رئیس قوه مجریه به رئیس قوه مقننه هم سرایت کرده. شاید هم قبلا مضمن بوده حالا علایم بالینیش هم ظاهر شده.

از دوران تحصیل در دبیرستان و کلاس های درس اخلاق حکایتی یادم میاد که نقل به مضمون میکنم ولی بی تردید از دوستانی که با این گونه درسها و کلاسها غریبه نیستند، بپرسید؛ حتما تائید میکنه. مگه اینکه خدای ناکرده استاد اخلاق ما در اون زمان خالی بند بوده که اون وقت میدونین من بدبخت چقدر باید نمازی رو که پشت سر ایشون خوندم قضا کنم؟ پس من به صداقت استادم شک نمیکنم.

بهرحال؛ حکایت از این قرار است:

روزی یکی از بزرگان – که در علم و حکمت و زهد ایشان هیچگونه تردید جایز نیست ؛ مثلا شیخ کلینی – از پسرش میپرسه که " پسرم؛ الگوی تو در این زندگی کیه؟"
پسر بنده خدا هم میگه بذار یه حالی به این پدر بدیم شاید دو قرون پول تو جیبیم بیشتر بشه میگه "شما پدرجان"
این عالم بزرگ میگه :  خاک بر سرت کنن. الگوی من امام جعفرصادق بود؛ این شدم. تو که الگوت منم حتما هیچ ...ی نمیشی. ( این حکایت نقل به مضمون است)

حالا قصه همینه.

آقای حداد قبل از اینکه بشنوه، چه جوری بفهمه چی میخواد بگه؟ اینکه مردم هم اختیارشون رو دادن دست چنین نمایندگانی؛ دیگه مشکل خودشونه. میخواستین ندین. اینا که بزور رای نیاوردن. خودتون دادین. حالا هم بزرگش کنین.

البته خدای ناکرده من نمیخوام به کسی که اینجا الگو شده توهین کنم. حداقل شخص بنده به ایشان یک دین شخصی دارم و همیشه این موضوع رو در خاطر دارم و نسبت به مقام معظم رهبری مدیون خواهم بود. ولی مطابق تعالیم اخلاق اسلامی، همیشه الگو رو پیامبر و معصوم معرفی میکردن. خدای ناکرده کسی که در مورد آقا چنین ادعایی نداره.

من به نظرم یه تیم از متخصصان امر پزشکی مامور بشن و ببینن آیا در دولت و مجلس؛ از نژادی استفاده شده که گوش و زبون از تو از طریق مغز به هم راه نداره و واقعا اینا تا قبل از اینکه برزبون نیارن؛ نمیدونن چی میخوان بگن؟ یا راه داره و اینا اون راه رو برای ظهور امام زمان نگهداشتن.

برای درک هماهنگی بین اعضای مجلس و دولت هم خودتون یک کم سعی کنین. باور کنین کار سختی نیست. از جنس همین که من در سطح ریاست دو قوه گفتم٬ زیاد میبینین.

اگه واقعا بازم نیاز به توضیح داشتین٬ کامنت بزارین. نمونه ها زیادن

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 12:11  توسط Neo  | 

"پس از درخواست های مکرر الیور استون کارگردان سینمای هالیوود مبنی بر ساخت فیلمی از زندگی رئیس جمهور کشورمان، دکتر محمود احمدی نژاد امروز به این درخواست ها پاسخ مثبت داد."

برای مشاهده اصل خبر اینجا را کلیک کنید.

شما حتما آنجلینا جولی رو میشناسین، نه؟ محمودشون هم بالاخره راه خودش رو به هالیود پیدا کرد. این موفقیت کم نظیر رو به همه ی ایرانیان جهان تبریک میگم. انشاالله در زیر سایه ی حق تعالی و همکاری خانم شهره آغداشلو و آنجلینا جولی؛ این هنرمند بزرگ ایرانی که هم خوب ساز میزد هم آواز خوب میخوند هم خیلی خوشگل بود؛ حالا بر پرده ی سینما هم بدرخشه. البته گفتن اون هاله نورانیشو با خودش نیاره که دوستان تصویر بردار بتونن این چهره ی زیبا و جذاب رو بهتر به تصویر بکشن.

 

در این عکس بدون هیچ گونه جلوه های ویژه؛ محمود جولی ( محمودِ آنجلینا اینا ) رو میبینین که داره سعی میکنه نشون بده که مخلوقات خدا همه به هم شبیهن؛ چه در کاخ ریاست جمهوری ایران باشن چه روی درخت نارگیل.

 

توی این عکس محمودِ آنجلینا اینا داره به خلایق نشون میده که حتی اگه از زیبایی خارق العاده اش یا ساز زدن و آواز خوندنش، شاخ هم در بیارین، باز هم ایشون به هنرنمایی های خودش ادامه میده. همونجوری که پرونده ی هسته ای از نظر ایشون مختومه شد – به فلان اسب رستم که بقیه این جوری فکر نمیکنن. الانم که دیگه فرصت نیست و باید متن سناریو رو تمرین کنن.

کارگردان هی میگه آقای جولی، از اون اراجیفی که به عربی تو سازمان ملل گفتی؛ اینجا نگیا. محمود هم جفت پا رفته توی یک کفش که همون اراجیف مهر منو به دل تماشاچی میندازه. همونا منو سوپر استار میکنه. تازه بعدش هم میخواد با ملت ایران فیلم پورنو بازی کنه واسه همین فعلا خشتک ملت رو کشیده پایین تا دوربین حاضر بشه.

آقای دکتر در تبلیغات انتخاباتی قول داده بود که با آلت تناسلی بچه گانه ماتحت ملت شریف ایران رو نوازش کنه ولی متاسفانه بعد متوجه شد که جرم سکس با کودک سنگینه و بدون اعلام قبلی، بجای بچه گانه از آلت تناسلی خر استفاده نمود. توی این عکس، سایز تشکیلات رو به اطلاع هم میهنان میرسونن که مردم فرصت کنن با خودشون کنار بیان.

کم کم سوپر استار ایران داره میره واسه پورن استار شدن.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 11:21  توسط Neo  | 

"احمدي‌نژاد در بخش ديگري از سخنان خود، با تاكيد بر تاثير اعمال و رفتار انسان‌ها در حوادث و بلاياي طبيعي گفت: زمين نمي‌تواند بر سر جايي كه همه‌ افراد آن مومن هستند بلرزد و آن را خراب كند. نمي‌خواهم بگويم ساير مسايل تاثير ندارد. ما بايد از تمام علوم تجربي مانند زمين‌شناسي براي بررسي حركت‌هاي زمين و پيش‌بيني حوادث غيرمترقبه استفاده كنيم اما بايد آن سوي قضيه را هم در نظر بگيريم. اگر هر لقمه‌اي پاك باشد و هر نگاه و دست و قلمي پاك باشد، طبيعت نمي‌تواند با اين دل‌هاي پاك همراهي نكند؛ چرا كه مسخر اين دل‌هاست و برخي از حوادث با رفتار انسان‌ها ارتباط دارد.
وي با تاكيد بر تلاش نيروهاي امدادي براي نجات تك تك افراد جامعه گفت: اگر تمام ساختار اداري بسيج شوند كه يك نفر را هم نجات دهيم ارزش اين كار را دارد.
رييس‌جمهور از متخصصان علوم مرتبط با حوادث غيرمترقبه خواست كه در نوشتن جزوات مانند سكولارها عمل نكنند؛ چراكه خدا و پيغمبر و معنويت در زندگي انسان‌ها تاثير دارد."

 درصورتیکه این همه گهر افشانی رو باور نمیکنین، خودتون اینجا رو کلیک کنین.

آقای رئیس جمهور در حال محکم کردن تونل رسالت و مقاوم سازی آن در برابر بلایای طبیعی

خیلی سعی کردم که نببینم و نخوانم ولی میبینید؟؟ نمی ذارن آدم راحت زندگی کنه که.

آفای رئیس جمهور از اونجا که تخصصشون در زمینه ی اسفالت و راه و اینجور چیزاست و این موضوعات هم حسابی به بلایای طبیعی ربط داره؛ دستور العمل جدید ساخت و ساز رو در کشور تدوین کردن.

در این دستور العمل برخلاف گذشته به "مومن سازی" پرداخته میشه و خیلی اهمیتی به "ایمن سازی" داده نمیشه.

از این به بعد میشه پایه ی پل ها و پی ساختمون و همه ی این چیزا رو به جای بتن و سیمان با همون کاه گل خودمون درست کرد. فقط عمله مربوطه باید در حین ساخت به ذکر گفتن مشغول باشد.

البته خیلی هم عجیب نیست. اگه مفاتیح رو بازکنین، حتما تاثیر درمانی ادرار شتر رو خواهید دید. به این ترتیب در کنار شیوه های درمانی، شیوه های مهندسی ساختمان هم مدرن شدن. این پیش رفت ها از جنس تولید انرژی اتمی توسط دانش آموز دبیرستانی است.

بیخود نیست که همه ی دنیا، یک سری آدم علاف هستن که میشینن و برای شخصیتهای سیاسی متن سخنرانی مینویسن. ولی تو ایران که ما وقت واسه تلف  کردن نداریم و فی البداهه میریم بالا منبر، بعد جوگیر میشیم و هرچی به دهن مبارکمون اومد ول میکنیم وسط مجلس و باعث انبساط خاطر خلق الله هم میشیم. تازه اگه از هفت روز هفته فقط دوازده روز تعطیلی داریم، اونم صرف ایمن سازی – عبادت سابق – میکنیم .

شما خودتون بزارین جای آقای دکتر. انصاف بدین مگه میشه آدم قبل از این شنیدن صدای خودش، بفهمه چی میخواد بگه؟ شما خودتون میتونین قبل از شنیدن صدای کسی بفهمین یارو چی میخواد بگه؟ حالا اون طرف هر کی میخواد باشه، باشه. خوب آقای دکتر هم از این قانون مستثنی نیست. اول میشنوه بعد متوجه میشه چی گفته. فوق فوقش یک کاسه ماست میخواد. نه معذرت میخوام. این همه گهر افشانی کارش با یک کاسه ماست راه نمی افته. یک کارخونه ماست بندی میخواد که فراوان پیدا میشه، چند نفر هم لازمن که این ماست ها رو بمالن. مگه مریدا مردن؟

آقای وزیر ارشاد که جدیدا به سیاست خارجی هم وارد شدن، فرمودن:
زبان بسته نشسته به گوشه صم بکم
به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
ولی کو گوش شنوا !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 23:22  توسط Neo  |