تبليغاتX
توضیح آنچه دیگران بدون شرح درنمی یابند
بعضی نکات هست که آدما نیازدارندکه درموردش توضیح داده بشه ولی درواقع بدون شرحند.

والا بنده دیگه قصد کرده بودم که این واضحات رو توضیح ندم. ولی آقای دکتر اونقدر سوژه درست کرد که دیدم حیفه.

صحنه اول:

آقای دکتر فکر کرده بود دعوت شده تا برای مردم محترم ارادان سخنرانی کنه. مشاور گفت: "بابا اینا دهاتی نیستن اینجا محیطه آکادمیکه ها"!!!  دکتر گفت:"آها، همون علم و صنعت خودمونه پس؟" و مشاور کلی خوشحال شد که دکتر اگه بیشتر از علم و صنعت ندیده، حداقل فرق آکادمیک و گوشت کوبیده رو تشخیص میده ولی زهی خیال باطل.

میشه یکی به من – همون کسی که نیاز به توضیح داره – بگه چرا شما به کسی که شلوارش خاکی شده اگه بگی که شلوارت خاکیه، یک فکری به حالش بکن؛ ازت تشکر میکنه ولی اگه به کسی بگی که دیکتاتور هستی  میگه توهین کردی!

آخه دکتر؛
فکرکردی همه ی دانشجوها مثل دانشجوهای ایرانی که در کمال آزادی در انفرادی هستن و رئیس دانشگاه از ترس  نون شب زن و بچه اش مجبوره مجیز تورو بگه؛ هستن؟ نه عزیز من. آکادمیک فقط علم و صنعت نیست که! بعضی از آکادمیک ها هست اینجوریه.
اگه اسباب بزرگی رو فراهم نکرده باشی؛ به جای تشویق هوووووووو میکنن وقتی میخوای از آزادی بیان دفاع کنی.

رئیس جمهور مملکت در کمال وقاحت ( واقعا لفظ ملایمیه ) میگه ما همجنس باز نداریم. البته شما رو که کشتن؛ شکی نیست. ولی آخه تو فکر کردی که دانشگاه کلمبیا هم علم و صنعت است؟ که دری وری بگی ملت عین بز برات کف بزنن؟؟؟

میدونم که اومدی بگی ما تو ایران "زن" نداریم. روزنامه نگار و دانشجو و جوون و بیکار و معتاد و گرسنه و ... هم نداریم. ولی مشکل اینه که همون آفتابه اونجای آدم دروغگو! خدایش دکتر، تو از درد آفتابه که نترسیدی؛ بگو از چی ترسیدی که اینو نگفتی؟

بعد که نوبت پاسخ به این آفتابه شد، اگه حرف حسابی داشت که میزد. دکتر فقط برگشت و گفت تنها گیر آوردی؟ من اینجا مهمون بودم. ولی خدا وکیلی دکتر با سیاست عمل کرد. باید این خارجی های ضد حقوق بشر رو دعوت کنیم بیان ایران. اینجا دیگه دور دست خودمونه. به بهانه ی آزادی و حقوق بشر که اومدن ایران میگیریمشون میکنیمشون تو اوین تو انفرادی تا بفهمن همشون که اینجا مملکت آقاس. طویله نیست که هر کی به اسم آزادی هرچی که خواست بگه.

تازه؛ اگه این جمعه هم نیومد بلاخره که آقامون اومد بهش میگیم. ولی به عنوان انتقام به جای آفتابه، ایشون از عضو شریف مار غاشیه استفاده میکنه. بذارین بیاد.

آخه دکتر؛ راه افتادی تو مملکتی که سالهاست خودت بهشون گفتی مرگ بر شما (اولین نشونه ی وقاحت بی اندازه ات) هرچه که دلت میخواد میگی و اونا هم تورو شیر میکنن و پوست خربزه زیر پات میذارن و تو هم ماشالله هیچ کدومو از دست نمیدی و روی همه ی پوست خربزه ها میری. چرا تو مملکت خودت اگه کسی حرف بزنه با همه ی توانت صداشو میخوای ببری. ولی خودت هر حرف مفتی که خواستی بزنی و همه تشویقت کنن؟

یادمه یکی از دوستان مشنگ ما ( البته ایشون منتخب شورای نگهبان نبودن ها) از یک مهمونی برگشت. وقتی ازش پرسیدیم که چه خبر بود؛ در پاسخ گفت که همه از من اونقدر خوششون اومده بود که منو به اسم یک گل صدا میکردن و همش میگفتن: اسگل، اسگل!

بازم میدونم که مشکل از منه ولی نمیدونم چرا وقتی خبر پیروزی نیروهای اسلام بر کفر در دانشگاه کلمبیا از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش میشد؛ همش یاده این دوست مشنگمون میافتادم.

بعد از این ماجرای شیرین آفتابه؛ روسای دستمال بدست همون دانشگاههایی که دکتر بیش از اونا ندیده بود نامه نوشتن و به این ماجرا اعتراض کردن. که چی؟ که با این کار به ملت ایران توهین شده.
واقعا آیا از کسانیکه تا حالا دکتر رو تشویق میکردن – حالا چه از ترس نون شب یا از قلت شعور- توقع بیشتری میشه داشت؟ آخه اگه یکی به رئیس جمهور یک مملکت ؛ تازه فرض میکنیم که به نادرست که نه تنها نادرست نبوده که عین واقعیت هم بوده؛ نسبت "بیسواد؛ دیکتاتور و ..." بده چه ربطی به بقیه ی مردم ایران داره آخه؟

 

صحنه ی دوم

باشه تو پست بعدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 14:55  توسط Neo  |